راز سخن

شمارهٔ ۸۹

ز آزردن جان خسته جانی بگذر

ز آزردن جان خسته جانی بگذر
از قتل من پیر، جوانی بگذر!
شکرانه ی بازوی توانا، صیاد!
از کشتن صید ناتوانی بگذر!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.