شمارهٔ ۴۱
قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت
قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت
گفتم که تو را یار مگر هیچ نگفت؟!
گفتا که چرا، گفتمش آن گفته بگو؟!
آهی به لب آورد و دگر هیچ نگفت!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.