شمارهٔ ۳۷
در جان، از داغ عشق، سوزم بگرفت
در جان، از داغ عشق، سوزم بگرفت
در دل، سوزی ز دلفروزم بگرفت
میخندیدم به تیره روزان شب و روز
تا آه کدام تیره روزم بگرفت؟!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.