راز سخن

شمارهٔ ۳۹ - ماده تاریخ (۱۱۹۲ ه.ق)

فریاد ز زال چرخ کز جور

فریاد ز زال چرخ کز جور
رحمش نامد بجان کلثوم
نومیدش کرد از جوانی
آه از سرو جوان کلثوم
از آتش کینه اش برافروخت
تب در تن ناتوان کلثوم
ناگاه وزید صرصر مرگ
در ساحت بوستان کلثوم
از دم سردیش زعفران زار
شد دسته ی ارغوان کلثوم
شد همسر حوریان جنت
آمد چو بسر زمان کلثوم
تاریخ وفات گفت آذر:
«در سدره بود مکان کلثوم»

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.