راز سخن

شمارهٔ ۹۶

از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛

از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛
مشکل این داغ پس از مرگ هم از دل برود
وای بر حال شهیدی که ز قاتل بدلش
حسرت زخم دگر مانده و قاتل برود
گریم ونالم ازین غم که دگر ننشیند
گرد محمل برخم، ناقه چو در گل برود!
چشم روشن کند آن گریه که هنگام وداع
کرده ره را گل و نگذاشت که محمل برود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.