راز سخن

شمارهٔ ۹۸

یغما من و بخت و شادی وغم با هم

یغما من و بخت و شادی وغم با هم
کریدم سفر به ملک هستی ز عدم
چون نو سفران ز گرد ره بخت بخفت
شادی سر خود گرفت من ماندم و غم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.