راز سخن

شمارهٔ ۸۱

عقل و دل و دین بستم از آن زلف دراز

عقل و دل و دین بستم از آن زلف دراز
بر رخ در فردوسم از آن خال فراز
ای دانه تو گندم آدم خواره
وی سنبل تو خوشه خرمن پرداز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.