شمارهٔ ۶۱
به نگاهی چه جوان از ره و چو پیر ببردی
به نگاهی چه جوان از ره و چو پیر ببردی
دل پیران و جوانان به دو نخجیر ببردی
تویی آن نسخه جامع که دل صوفی و زاهد
به محبت بر بودی و به تزویر ببردی
من ز جور تو برم داد به دیوان عدالت
که چرا زود نکشتی و چرا دیر ببردی
دل بدان طره و ابرو به خدا خود نسپردم
که به شمشیر گرفتی و به زنجیر ببردی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.