راز سخن

شمارهٔ ۹۶

چو دیوان کمال افتد بدستت

چو دیوان کمال افتد بدستت
نویس از شعر او چندانکه خواهی
خیالات غریب و لفظ و حرفش
اگر خواهی که دریایی کماهی
زهر لطفش روان مگذر چو خامه
بهر حرفی فرو رو چون سیاهی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.