راز سخن

شمارهٔ ۹۶۷

ای آیت حسن از رخ خوب تو مثالی

ای آیت حسن از رخ خوب تو مثالی
از رنگ رخت دفتر گل نقش خیالی
خوبان جهان حسن دل افروز و ملاحت
دارند و لیکن نه چنین حسن و جمالی
عودیست دل سوخته بر باد وصالت
کز آتش هجران تو اش نیست ملالی
با آنکه بود آتش لعل تو جگر سوز
هرگز نبود خوشتر ازو آب زلالی
عمریست که بر باد هوا می گذرانیم
زیرا که نباشد ز تو امید وصالی
باری به کمال از سر رحمت نظری کن
امروز که حسن تو گرفتست جمالی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.