راز سخن

شمارهٔ ۹۲۵

ای لب و گفتار تور شیرین همه

ای لب و گفتار تور شیرین همه
گرد رویت خال و خط مشکین همه
خوش نمودت خال پیش خط ولی
عارضت خوشتر نماید زین همه
گرچه با خال و خطت جان سوختی
دوست میدارم ترا با این همه
گر ز خوبان ختا خواهی خراج
سجده آرندت بتان چین همه
ساعد و زلفت بدامن و آستین
جان و دل بردند و عقل و دین همه
عاشقان در مکتبت به لام و بی
کرده دندان نیز همچون سین همه
بر ورق آمد سخنهای کمال
همچو اشک او تر و رنگین همه

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.