راز سخن

شمارهٔ ۶۵۷

ای خَطَت خوب و عبارت نازک و لب‌ها لطیف

ای خَطَت خوب و عبارت نازک و لب‌ها لطیف
خالِ مشکینت مَلیح و عارِضِ زیبا لطیف
گر دو رخ پوشی و گرنه هر دو زیبا آیدت
زآن که هم پنهان چو جان خوبی و هم پیدا لطیف
تو لطیفی خواه در دل خواه در چشم آ فرو
قطرهٔ باران بود در پست و در بالا لطیف
زلف سر در پات سود این خست و آن در تاب رفت
پای تا سر ناز کی آری و سر تا پا لطیف
در لطافت آن دو ساعد می‌برند از سیم دست
نیست جان من تن سیمین تو تنها لطیف
روی اگر تابی ز آه سرد و گرم ما رواست
زحمت سرما ندارد طاقت گرما لطیف
گو به لطف طبع خود را می‌شمر صاحب‌کمال
هر که می‌گوید جواب گفت های ما لطیف

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.