راز سخن

شمارهٔ ۲۴۴ - ایضا له

یزرگوارا دانی که بهر خدمت تو

یزرگوارا دانی که بهر خدمت تو
ز گونه گونه هنرها چه مایه پروردم
لطیفهای سخن را که زادۀ روحند
بسی بخون جگر همچو دایه پروردم
ز آفتاب حوادث نگاه دار مرا
که زیر دامن لطف تو سایه پروردم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.