راز سخن

شمارهٔ ۱۶۷ - وله ایضا

ز مرگ ناخوشتر چیز اگر تواند بود

ز مرگ ناخوشتر چیز اگر تواند بود
حیات مردم کوته نظر تواند بود
چگونه زنده بود آن که مدّۀ العمرش
نه از خدا و نه از خود خبر تواند بود
چو در مکّون و تکوین او نظاره کنی
مکّونات همه مختصر تواند بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.