راز سخن

شمارهٔ ۹۱ - فی الّذم

دی مرا گفت دوستی که مرا

دی مرا گفت دوستی که مرا
با فلان خواجه از پی دو سه کار
سخنی چند هست وز پی آن
خلوتی می ببایدم ناچار
خلوتی آن چنان که اندر وی
هیچ مخلوق را نباشد بار
گفتم این فرصت ار توانی یافت
وقت نان خوردنش نگه می دار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.