راز سخن

شمارهٔ ۸۲۱

بگذشت بمن رشک بتان چگلی

بگذشت بمن رشک بتان چگلی
پوشیده رخ از نقاب چشم از چگلی
گفتا که ز عشق من نمردی تو هنوز؟
ای سخت دل سست امید، ازچه گلی؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.