راز سخن

شمارهٔ ۲۶۱

بی روی تو صبر ازین فزون نتوان کرد

بی روی تو صبر ازین فزون نتوان کرد
چون بتوان کرد صبر، چون نتوان کرد؟
با خون دلم مهر تو آمیخت چنانک
بی خون دلش ز دل برون نتوان کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.