راز سخن

شمارهٔ ۱۴

در تن غم تو بجای جانست مرا

در تن غم تو بجای جانست مرا
سودای تو مغز استخوانست مرا
از عشق فرا گذشت این کار ار هیچ
چیزیست ورای عشق آنست مرا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.