راز سخن

غزل شمارهٔ ۵۳

جا نیابی اگر ایدل گلهٔ بیجا چیست

جا نیابی اگر ایدل گلهٔ بیجا چیست
تو که پروانهٔ بزمی هوس این‌ها چیست؟
سازگار همه طبع ار نبود، عیبی نیست
پنبه را آرزوی همدمی مینا چیست؟
سرو را سایه یکی بیش نباشد، یارب
اینهمه خاک‌نشین در ره آن بالا چیست؟
شعله را سرکشی از سوختن خار و خس است
عز افتادگیم باعث استغنا چیست؟
دو جهان دختر رز روی‌نما می‌طلبد
ما کزو دست کشیدیم دگر دنیا چیست؟
بس‌که نادیدنی از مردم دنیا دیدم
روشنم گشت که آسایش نابینا چیست؟
من چه دانم سبب رنجش آن شوخ کلیم
او که رنجیده، ندانسته گناه ما چیست؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.