راز سخن

غزل

ای ز عکس رخ تو ، آینه ماه

ای ز عکس رخ تو ، آینه ماه
شاه حُسنی و ، عاشقانْت سپاه
هر کجا بنگری ، دمد نرگس
هر کجا بگذری ، برآید ماه
روی و موی تو نامهٔ خوبی است
چه بود نامه ، جز سپید و سیاه
به لب و چشم ، راحتی و بلا
به رخ و زلف ، توبه ای و گناه
دست ظالم ، ز سیم کوته به
ای به رخ سیم ، زلف کن کوتاه !

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.