راز سخن

بگویید او را

بگویید آن غایت آرزو را

بگویید آن غایت آرزو را
که دیدیم بر آرزوی تو او را
ز آشفتگی‌های من داستان‌ها
بگویید آن یار آشفته مو را
ز نومیدی من حکایات شیرین
بگویید آن چشمهٔ آرزو را
حدیثی بگویید تا رحمت آید
به حال من آن یار بیداد خو را
درازست طومار اندوه و ترسم
که آن فتنه کوته کند گفتگو را
ز بی‌تابیم آنچه در گفته آید
بگویید او را،بگویید او را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.