راز سخن

شمارهٔ ۳۸۲

چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی

چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
غم بر نتابد بیش ازین باید تن فرمودگی
نی ناله‌ای نزدیک لب نی گریه‌ای در دل گره
یارب نصیب من مکن اینست اگر آسودگی
گفتی به عشق دیگری آلوده‌ای تهمت مکن
حاشا معاذالله کجا عشق من و آلودگی
رفت آن سوار تندرو ماند این سگ دنباله‌دو
بشتاب ای پای طلب یارب مبادت سودگی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.