راز سخن

شمارهٔ ۱۹۰

روزگاری که منش سر بقدم میسودم

روزگاری که منش سر بقدم میسودم
زلف او در عدم آباد کمر میگردید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.