شمارهٔ ۱ - در هجا
ای خواجه بخیل، که هرگز ندیده است
ای خواجه بخیل، که هرگز ندیده است
از شدت فشار گفت سیم و زر فرج
موران خرجها نتوانند دخل کرد
در خرمن زری که شود از کف تودج
وعد و وعید جنت و نارت، بحج نبرد
شاید برد خرید و فروش منا بحج
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.