راز سخن

شمارهٔ ۲۶۷

میان عشق و ننگ و نام، الفت درنمی‌گیرد

میان عشق و ننگ و نام، الفت درنمی‌گیرد
به ترک سر، کله را آشنایی سر نمی‌گیرد
نپوید، بی‌دلیل راست‌رو، راه طلب سالک
قلم، آری سراغ ره جز از مسطر نمی‌گیرد
بنه ای سرفرازی، پا ز سر ما خاکساران را
ز خاک ره کسی نقش قدم را برنمی‌گیرد
سر طبعم، بنان این گدایان، چون فرود آید؟
که دست همت من تاج از سنجر نمی‌گیرد
پذیر ای غم او، کی شود ترا دامن دنیا
که هیزم تا نباشد خشک، آتش درنمی‌گیرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.