راز سخن

شمارهٔ ۸۹

ای صبح که آهنگ به خونم داری

ای صبح که آهنگ به خونم داری
از باد دل مرا چه می‌آزاری
داری نفسی سردتر از یخ امشب
تو زاده خورشید نه‌ای پنداری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.