شمارهٔ ۹۲
ای چشم تو شوخ تر ز هر شوخ
ای چشم تو شوخ تر ز هر شوخ
چشم از تو ندیده شوخ تر شوخ
از نام دو چشم خود چه پرسی؟
این فتنه گرست و آن دگر شوخ
بالله! که نزاد مادر دهر
مانند تو نازنین پسر شوخ
مسکین دل عاشقان شکستند
این سنگدلان سیمبر شوخ
ترک سر خویش کن، هلالی
کین طایفه اند سر بسر شوخ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.