راز سخن

شمارهٔ ۴۶

در خواب به کف داشتم این طرهٔ پرتاب

در خواب به کف داشتم این طرهٔ پرتاب
ای کاش که بیدار نمی‌گشتم از این خواب
آن طرّهٔ مشکین تو با سنبل عطشان
وان لعل می‌ْآگین تو با غنچهٔ سیراب
از سنبل عطشان تو سیراب دل از خون
وز غنچهٔ سیراب تو عطشان لب احباب
آبم از سر برگذشت ای ساربان محمل بدار
ترسم از اشکم فروماند شتر را پی در آب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.