راز سخن

شمارهٔ ۱۲

اگرم ز بی نیازی همه خوار و زار دارد

اگرم ز بی نیازی همه خوار و زار دارد
چه غم آنگل دورو را که چو من هزار دارد
ز غمت سینه این آه از آن نهفته دارم
که مرا ز بی چراغی بسر مزار دارد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.