شمارهٔ ۷۳
دلبر من بچهره چون زلف معنبر آورد
دلبر من بچهره چون زلف معنبر آورد
مهر نخوشه جا دهد مه بدو پیکر آورد
میوه ندید سرو را کس بجهان تو بوالعجب
از چه گلی که سرو تو میوۀ شکر آورد
صد ره ا گر بری سرم شعلۀ شمع پیکرم
سوزد و ریزد اشگ خون تا سر دیگر آورد
زنده بگور اگر کند کس نکند ملامتش
مام بشر پس از تو گر حور مصوّر آورد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.