راز سخن

شمارهٔ ۲۰۸

ما خراباتیان بی باکیم

ما خراباتیان بی باکیم
از می وصل حق طربناکیم
رونق افزای عالم ملکوت
مجلس آرای بزم افلاکیم
یابد از مادو کون آرایش
گرچه ز آلایش بدن پاکیم
نور پاکیم در سرای ظهور
ظاهر اندر مظاهر خاکیم
تاجداران تخت کرمنا
شهریاران شهر لولاکیم
پادشاهان کشور عرفان
بندگان شه عرفناکیم
من رآنی فقد رای الحق را
مستمع از لب عبدناکیم
همچو نور علی ز روز ازل
لاابالی و رند و بی باکیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.