راز سخن

شمارهٔ ۱۷۷

ای فکر تو جستجوی درویش

ای فکر تو جستجوی درویش
ای ذکر تو هایهوی درویش
شاها چه شود ز چشم احسان
باری نگری بسوی درویش
روبر درت آورم که باشد
خاک درت آبروی درویش
افکنده کمند شوق چون طوق
گیسوی تو در گلوی درویش
خورشید فلک که هست تابان
عکسی بود از کدوی درویش
تا چند شها شکسته خواهی
از سنگ ستم سبوی درویش
باری چه شود اگر برآید
از وصل تو آرزوی درویش
تا نور علی عیان به بینی
بنگر برخ نکوی درویش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.