راز سخن

شمارهٔ ۱۱۵

فرمان تو آمد و ز جا برجستم

فرمان تو آمد و ز جا برجستم
می خواندم و اسباب سفر می بستم
زان دم که گرفت این بشارت دستم
برخاستم و دگر ز پا ننشستم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.