راز سخن

شمارهٔ ۹۴

یک معرکه خویش را به جایی نزدیم

یک معرکه خویش را به جایی نزدیم
یک مرتبه حرف خون بهایی نزدیم
صد قافله شهید بر ما بگذشت
ما مرده چنان که دست و پایی نزدیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.