راز سخن

شمارهٔ ۴۷

طوفان شد و سبزه ام به آبی نرسد

طوفان شد و سبزه ام به آبی نرسد
کشتم به ترشح سحابی نرسد
سوزد عطشم اگرچه از سایه ابر
هرگز قدمم به آفتابی نرسد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.