راز سخن

شمارهٔ ۲۷۴

هر روز هست ناله مرغان درازتر

هر روز هست ناله مرغان درازتر
گلزار بی وفاتر و گل بی نیازتر
پیداست عیش مجلسیان را مدار چیست
می جانگداز و مطرب از آن جانگدازتر
دارند بلبلان همه زاری که در چمن
شد بی بقاتر آن که برآمد به نازتر
چندان که روز نرگس جادو به خواب رفت
شب شد سپهر شوخ تر و دیده بازتر
قانون شکسته مطرب ما را و همچنان
ضربت ز ضربت دگرش دلنوازتر
کی دست ما به دامن آزادگان رسد
هر روز هست سرو روان سرفرازتر
بر صوت خود مناز «نظیری » که هر که رفت
دستان به ذوق تر شد و بستان به سازتر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.