راز سخن

شمارهٔ ۲۴

گرفتم جبه در بر بصدرنج

گرفتم جبه در بر بصدرنج
نشستم بر سر آتش زمستان
برآمد بوی لک با خرقه گفتم
(ترا دامن هی سوزد مرا جان)

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.