شمارهٔ ۱۲
زیاری طمع داشتم ارمکی
زیاری طمع داشتم ارمکی
بسوغات خاصی رسید از سفر
بدان دامن همت افشاندم
که تشریف اونامدم در نظر
پس از چند که جامه هدیه ام
فرستاد یک حق گذار دگر
بدیدم دروتا خود آن جنس چیست
قدک بود رو و آستر کاستر
(بهر حال مربنده را شکر به)
( که بسیار بد باشد از بد بتر)
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.