شمارهٔ ۸
در مزاد رخت دلالان منادی میرنند
در مزاد رخت دلالان منادی میرنند
بشنوید ای تاجران صوف و دیبا بشنوید
پیشوازی نرمدست از بقچه غایب شده
تا نپوشانید این حق و بباطل مگروید
آسیتنی پهن و برهاتنک و دامانی فراخ
زر بسی پنهان بجیبش غافل از وی نغنوید
آستر والا فراویزش خشیشی دگمه در
تیر گرزو چاک پس دارد بر و واقف شوید
هر که میآرد نشان او را کله واری رسد
جامه پوشانرا کنید آگاه حالی زین نوید
ارغوانی روی او بطانه اش گلگون بود
گربیا بندش بجامه خانه قاری دوید
هان میفتید از بر این قصه تا کهنه شود
ورنه هر ساعت بدیوان در عقوبات نوید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.