راز سخن

بخش ۱۴ - شادمان شدن نوشروان از پیام برزویه

نوشروان شادمان گشت و خواست که زودتر به حضرت او رسد تا حوادث ایام آن شادی را منغّص نگرداند، و برفور بدو نامه فرمود و مثال داد که: در آن مسارعت باید نمود، و قوی دل و فسیح امل روی بازنهاد، و آن کتب را عزیز داشت که خاطر به وصول آن نگران است، و تدبیر بیرون آوردن آن بر قضیت عقل بباید کرد، که خدای عزوجل بندگان عاقل را دوست دارد، و عقل به تجارب و صبر و حزم جمال گیرد. و نامه را مُهر کردند و به قاصد سپرد، و تاکیدی رفت که از راه‌های شارع تحرز واجب بیند تا آن نامه به دست دشمنی نیفتد.

نوشروان شادمان گشت و خواست که زودتر به حضرت او رسد تا حوادث ایام آن شادی را منغّص نگرداند، و برفور بدو نامه فرمود و مثال داد که: در آن مسارعت باید نمود، و قوی دل و فسیح امل روی بازنهاد، و آن کتب را عزیز داشت که خاطر به وصول آن نگران است، و تدبیر بیرون آوردن آن بر قضیت عقل بباید کرد، که خدای عزوجل بندگان عاقل را دوست دارد، و عقل به تجارب و صبر و حزم جمال گیرد. و نامه را مُهر کردند و به قاصد سپرد، و تاکیدی رفت که از راه‌های شارع تحرز واجب بیند تا آن نامه به دست دشمنی نیفتد.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.