شمارهٔ ۶
گفتم چو دیده دید چسان منع دل کنم
گفتم چو دیده دید چسان منع دل کنم
گفتا که منع دیده ز دیدار بایدت
گیرم رسید و حال تو دید و عنان کشید
آخر نشاط جرأت گفتار بایدت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.