راز سخن

شمارهٔ ۴۹

از دوری تو تن نزاری دارم

از دوری تو تن نزاری دارم
جانی غمگین، دل فکاری دارم
در رهگذرت نشسته جان بر سر دست
برخیز و بیا که با تو کاری دارم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.