راز سخن

شمارهٔ ۱۵۵

هیچ عاقل به خانه بندد نقش

هیچ عاقل به خانه بندد نقش
تا ببندد گذار سیلابش
از خرابی بن نشاط چه غم
در شکن سقف و بر کن ابوابش
تا نیاید فرود بام سرای
بر نتابد بحجره مهتابش
قصه کوتاه کن که به باشد
اختصار سخن ز اطنابش
دولت شهریار باد دراز
که ملالت نیارد اسهابش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.