شمارهٔ ۲۴۱
عاشقم بر قامت رعنای تو
عاشقم بر قامت رعنای تو
حسن میبارد ز سر تا پای تو
هرکجا ای سرو! اندازی قدم
روی زرد ماست خاک پای تو
شکل بالایت بلای جان ماست
هست عاشق کش قد و بالای تو
یک دلی داریم و صد اندوه و غم
یک سری داریم و صد سودای تو
نیست اندر دیده من جای خواب
جز خیال چهره زیبای تو
ای نسیمی! پاک می بازی نظر
آفرین بر دیده بینای تو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.