راز سخن

شمارهٔ ۹

دل بی تو ز تو خبر ندارد

دل بی تو ز تو خبر ندارد
در عشق تو خواب و خور ندارد
با یار بگوی عاشقان را
زین بیش بلند بر ندارد
از رحمت عاشقان به رویت
باد سحری گذر ندارد
از غیرت عاشقان به کویت
جبریل امین گذر ندارد
بار غمت ارچه بس گران است
عاشق چه کند که بر ندارد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.