شمارهٔ ۲۸۰
گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
ربوده دل به نگاه تبسمآمیزی
دان از نگاه غزالان وحشیام نرمید
که گشتهام سگ آهوی مردمآمیزی
به زیر زلف، رخش را عرقفشان بنگر
ببین به ظلمت شب، ماه انجمآمیزی
خوش آنکه در نظر غیر چون سلام کنم
دهی جواب سلام تبسمآمیزی
جفای یار عجب نعمتیست میلی، شکر!
که منعمی ز جفای تنعمآمیزی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.