شمارهٔ ۶۳
به دل امید بهبودی نماندهست
به دل امید بهبودی نماندهست
به غیر از مرگ، مقصودی نماندهست
متاب از دود آهم روی، کز من
چو شمع کشته جز دودی نماندهست
مرنج از سختی جانم، همان گیر
که آه حسرت آلودی نماندهست
چه خواهد کرد یا رب آن دلارام
که دیگر جان خشنودی نماندهست
ز سودای بتان میلی حذر کن
که این سرمایه سودی نماندهست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.