راز سخن

شمارهٔ ۳۳۶

چرا میل دل آزاری نداری

چرا میل دل آزاری نداری
مگر با ما سر یاری نداری
ترا در دلبری صنعت تمام است
ولیکن رسم دلداری نداری
شد از جور تو ویران خانه دل
چرا آهنگ معماری نداری
بصید خانگی قانع شو امروز
که ذوق صید بازاری نداری
نمیپرسی گرفتاران خود را
چرا گو خود گرفتاری نداری
دل از بیمار چشمت گشت بیمار
چرا میل پرستاری نداری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.