راز سخن

شمارهٔ ۲۵۲

بیا که روی سوی کوی میفروش کنیم

بیا که روی سوی کوی میفروش کنیم
بکوی میکده مانند خم، خروش کنیم
برای محکم و بخت جوان و عزم درست
ز دست پیر مغان جام باده نوش کنیم
هر آنچه حضرت پیر مغان بفرماید
بجان و دیده پذیرا شویم و گوش کنیم
هزار لت ز کف پیر میفروش خوریم
که کف چو خم بدهان آوریم و جوش کنیم
برای مصلحت خویش چند روز، حبیب
بیا متابعت شیخ خرقه پوش کنیم
سزای ماست می ناب، کش بهمت پیر
بجان و دیده و سر نور و مغز و هوش کنیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.