راز سخن

شمارهٔ ۲۴

خریدستی بهیچ ایخواجه ما را

خریدستی بهیچ ایخواجه ما را
نمیدانی از آن قدر و بها را
بجای زر مخر خواجه توانگر
ز کوته دانشی این شهر و آرا
نمیدانم چرا کردی فراموش
تو خواجه بوالعلی صدق و صفا را
بود انجام هر آغاز پیدا
ببین از ابتداء مر انتها را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.